تبليغاتX
عصر ظهور





دختران مسلمان


یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 |

موسم است،هنگام در رسیده است،وعده دیدار نزدیک است....

به میعاد برو....

به میقات!

ای باز خوانده خداوند

لحظه دیدار است....

موسم است...

میقات است...

(شریعتی)

 

 

 

لبیک اللهم لبیک...

لبیک...لاشریک لک لبیک...لبیک اللهم لبیک.........

همیشه این لبیک را شنیده ایم...اما وقتی به کعبه بیت الحرام قدم می گذارید...این لبیک را می بینید....آن هم به وضوح......

تلبیه می کنی،بیعت ازلی خود را که در عالم ذر با خدا بسته ای تجدید می کنی،تن خود را به امواج خروشان می سپاری....پاهایت به فرمان تو نیست،امواج می بردت،گم می شوی،مثل همه و همه مثل تو.....بی تشخص و نشان....

هر کسی فقط قطره ای است از این دریا،"من"وجود ندارد،"منیت "ها تبدیل به"ما"شده اند....مرز میان قطره و دریا زدوده شده و هر قطره ای خود را همان دریا می بیند....

تلبیه می کنی و هر و له،سرت بر روی تنت بند نیست،صدای خود را نمی شنوی،در کالبد خود نمی گنجی،

مستی!!سبک می شوی...سنگین می شوی...حال خود را در نمی یابی،از خود بیخود شده ای....

کیستی................؟؟؟

نمی دانی،حال خود را در نمی یابی،از خود بیخود شده ای،فردیت گم شده،زیر پای انسان های سیاه و سفید له شده،هیچی از تو باقی نمانده،هر آنچه هست دریاست،تو هم دریایی،دیگران هم،همه هستید،اما هیچکس نیست....

این جمعیت،جمع جبری افراد نیست،با هیچ منطق ریاضی توجیه نمی شود،همه تک به تک ارزشهایی مجهولند،اعدادی گنگ اند،وقتی منظومه وار می چرخند گویا می شوند،با منطق جبر و مثلثات منطبق نیست،"ما"می شوی،در صفحات تاریخ فرو می روی....

با "هاجر"هجرت می کنی...بین صفا و مروه،سعی می کنی،آه که چه زیباست...به خدا زیباست...

با "اسماعیل"می گریی،چشمه می سازی....

با"ابراهیم"قربانی می کنی و باز با"اسماعیل"قربانی می شوی....

با"محمد"به غار می روی و نماز می گذاری،بتها را می شکنی،شرک را از درون خود می زدایی و از مشرکین برائت می کنی....

پوست می اندازی،پیله خود را شکاف می دهی،نفس زنان خود را بیرون می کشی...به خود می نگری،

نمی شناسی!!آیا من همانم یا؟؟؟؟

زیباتر شده ای...بالهایت!!طیف رنگین کمان را شرمگین می کند...پروانه شده ای...زمستان سر آمده...

"بهاری"شده ای،به خود بنگر...."حاجی"شده ای....

"حاجی"دل...نه تنها دل ..نه...حاجی جسم هم شده ای.....

اما به نظرم ...."حاجی" بودنت را برای همیشه پاسبانی ده ...این شرط "حاجی"بودن است.......

این همان شرط"لبیک"بودن است...."حاجی"...



شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 |

رشد وگسترش فرقه های نو معنویت گرا در دهه های اخیر،از موضوعات مهم تحت بررسی و تحقیق

جامعه شناسان دین بوده است.

این جریان ها که در غرب از آن به جنبش های نو پدید دینی یاد می شود،به عنوان یک مسأله که توانسته در حوزه های مختلف دینی،فرهنگی و سیاسی  و بویژه حانواده تأثیرگذار باشد،مورد توجه بوده است.

در بستر شناسی ظهور و رشد این فرقه ها نگرش های متفاوتی ارائه شده است که بسترهای شرقی و غربی آن گاهی مشترک و گاهی متفاوت است.مهمترین وجوهی که یاد شده است،عبارتند از:

شکل گیری مدرنیته و سپس پست مدرنیسم و تأکید بر نیازمندی بشر به ساحت دین – تاثیر گذاری مفاهیم موثری چون پلورالیسم دینی در بسترهای فرهنگی جوامع – نیازمندی پیش از گذشته آدمیان بر آرامش های معنوی – جایگزینی محسوس معنویت به جای شریعت – مشکلات روحی – روانی انسان ها – گرایش نسل امروزین به قرائت های نو از دین رسمی – و....

عمده فرقه های نو پدید در ایران،نمایندگی فرقه های نو پدید خارج را به عهده دارند و کمتر فرقه ای از نوع  نو پدید در ایران حضور دارد که زاییده دین و فرهنگ کشورمان باشد.

در بررسی همین اندک فرقه ها هم تاثیرات جنبش های نو پدید دینی کاملا مشهود است و خلوص کمتری در آن دیده می شود.یکی از این معدود فرقه ها – که نمایندگی یک فرقه بین المللی را ندارد – فرقه رام الـاـه است،اما باید دانست این فرقه متاثر از جریان هندی سای باباست و مفاهیم بی شماری را از این جریان وام گرفته و بومی کرده است....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ظهور فرقه جدید رام الـاـه ،اساسا از کتاب (جریان هدایت الهی)است که در سال1377 چاب و توزیع شد.این

کتاب به عنوان مانیفیست گروه،به رازآلودگی رام الـاـه افزود و تشنگی بیشتری در طرفداران خود برای شناخت بیشتر وی پدید آورد!!!.

در کلاس های مقدماتی ،ملاقات استاد!!!و استفاده از سخنان وی میسر نبود.باید مریدان ،کلاس های متعددی طی می کردند تا در نهایت شاید صرفا از صدای استاد!!!از طریق نوار کاست یا سیمای استاد از طریق نوارهای تصویری ،بهره مند می شدند....!!!!

آیا ظهور و گسترش همین تعداد فرقه در ایران مانع از فهم دین حقیقی  نشده است؟؟؟

آیا مردم حق دارن از دین اصلی خود روی برگردان باشند؟؟؟و آیا و آیا های دیگری  که، کسانی که در جستجوی حقیقت راستین اند به منجلابی کشیده است که بیرون آمدن از آن نیاز به شعور توحیدی دارد....

 



جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 |

کربلا ما را به خود فرا می خواند و دل های مشتاق،همچون کبوتران جلد حرم در هوای کربلا پر می کشند...گوش کن!

به ندای دلت گوش کن که حسین حسین می کند و اگر تو کربلایی هستی و سینه ات فراخنای آسمان کربلاست و تنت قفس تنگ نام و ننگ و خور وخواب را نمی پذیرد،به قبله گاه جبهه رو کن....و

اگر نه،بمان و ننگ ماندن را بپذیر،و بدان که آب مانده را مرداب می خوانند...

اینجا قافله نور،راه کربلا می پوید و آن سوی تر،دجله و فرات است که هنوز آبشخور گرگان گرسنه ای است که آب را بر کربلاییان بسته اند و....

در افق دور،قدس است در اسارت شیطان....

ای  جوانمرد،بگو از کدام قبیله ای؟؟؟...

                                                                                             

(شهید آوینی)      



پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 |

گفته اند که بزرگترین تکلیف تاریخ،کار بزرگترین مرد تاریخ است.حتی مکاتبی که الوهیت زدایی و الهیت زدایی شده اند باز به نوعی و به نوعی و به نحوی به این مسأله اندیشیده اند،و گرچه نام ایشان را نبرده اند،اما همه بشارت ایشان را داده اند و حتی مکاتب الحادی چون مارکسیسم نتوانسته اند به مسأله آخر الزمان،بی تفاوت بمانند.بودیزم،مسیحیت و یهودیت نیز که غالب بشریت را زیر پوشش گرفته اند،در این خصوص اعلام نظر کرده اند.                                                                                                                                                      

یهود،هنوز منتظر مسیح(ع)است و مسیحیت،منتظر ظهور مجدد مسیح(ع)است.همه انبیاء،همه مذاهب و ادیان و فرق،منتظر گشایشی بزرگدر آینده یا در پایان تاریخ هستند و حتی امروز مکتبی که چند دهه برای نفی پایان تاریخ  و نفی غایت از تاریخ دست و پا زد و مدعی شد که اصلاحیات و تاریخ بشر،مبدأو منتهای روشن ندارد و جهت اصولی خاصی بر آن حاکم نیست و پنجاه،شصت سال تئوری بافت که تاریخ غایت نداشته و ندارد،آخرین نظریه پردازانش چون فوکویاما از( پایان تاریخ)با روایات خودشان که تثبیت و تبلیغ نظام لیبرال سرمایه داری است.                                                                                                                                               

آنها که می توانند حقیقت مهدویت را بفهمند و باور کنند و درگیر دگماتیزم تجربه گرایی و جزمیات عالم حس هستند و حاضر نشدند،از پنجره ای که به دست انبیاء(ع)به فراسوی عالم ماده و ماورای طبیعت،باز شده به بیرون نگاه کنند،ممکن است پدیده امام زمان(ع)را فاقد حقیقت و حداکثر،مفید فایده بدانند.در حالیکه واقعیت امر،این است که قصه امام زمان(عج)،اسطوره نیست و نباید متهم به نگاه اساطیری مذهبی شود.قصه امام زمان(عج)،«حقیقت»و«فایده»هر دو توأم با یکدیگرند......                                                                                        

وقتی می گوییم «غرب»،مردم مغرب زمین،مراد نیستند،مراد«هژمونی سرمایه داری لیبرال»و حاکمیت هسته های  سرمایه داری یهود است که امروزه برآمریکا و از طریق آمریکا بر دنیا حکومت می کنند و                                                                                                    

 

محافظه کارترین هسته قدرت در طول تاریخ بشر،همین هسته تفکر لیبرال است که آمریکا و غرب را رهبری می کند.حال چرا محافظه کار هستند؟؟؟زیرا وضع موجود در دنیا باید به نفع آنان حفظ بشود.این وضع چگونه حفظ شود؟

ابتدا باید بباورند که وضع موجود در جهان و اتفاقی که در دهه های اخیردر دنیا افتاده و ایدئولوژی لیبرالیزم در ذیل منافع سرمایه داری جهانی و صهیونیزم،معادله(قدرت و ثروت)را تعریف می کند،عین عقلانیت است و همه هم باید باور کنند و به ما بباورانند که اتفاقی که اسم آن را مدرنیته می گذارند،آخر خط تاریخ است..!!!

می خواهند بگویند که هیچ مدینه فاضله ای برتر و پیشروتر از وضع کنونی در جامعه جهانی که ما آن را رهبری می کنیم، نه فقط فقط وجود خارجی ندارد،بلکه حتی  وجود ذهنی هم نمی تواند داشته باشد.

Poper))درمصاحبه اش با  (Eshpigel) اشپیگل،چند سال پیش از مرگش گفت امروز مدینه فاضله در کل تاریخ بشر،جامعه ایالات متحده است.....مصاحبه گر از او پرسید در جامعه ای که هر هشت ثانیه،یک قتل و هر9 ثانیه،یک تجاوز جنسی صورت می گیرد و جامعه ای که بزرگترین منبع درآمدش مواد مخدر و سلاح های کشتار جمعی هسته ای،شیمیایی و میکروبی است،چگونه مدینه فاضله و پایان تاریخ است؟؟؟؟؟!!!

او پاسخ می دهد که اصل ضرورت فکر کردن به (مدینه فاضله) دروغ بزرگی بوده که به ما گفته اند...هیچ مدینه فاضله ای در انتهای تاریخ وجود ندارد و نباید به آن فکر کرد و این فکری انحرافی در ذهن بشر و باوری اساطیری است...یا فوکویاما،نظریه پرداز سرمایه داری آمریکا،گفت:اگر تاریخ پایانی هم دارد پایان آن،همین جامعه فعلی ایالات متحده آمریکاست...این تفکر محافظه کاری است.....

گلوبالیزیشن غربی،توجیه ستم غربی بر جهان است.اینان با (گلوبالیزیشن مهدوی) مخالفند.....اگر گلوبالیزیشن،عبارت باشد از جهانی کردن آمریکا و منافع سرمایه داری حاکم بر آمریکا،صهیونیزم و انگلیس،این گلوبالیزیشن فقط به نفع آنان آنهاست و همان را ترویج می کنند،این جهانی شدن همه فرهنگ ها و ایدئولوژی های مقاومت را می بلعد و هضم می کند،اما اگر بگوییم،که ما گلوبالیزیشن را قبول داریم،اما نه با معیارهای امام مهدی(عج)که می گوید در تمام دنیا هیچ انسان گرسنه ای نباید باشد نباید در گوشه آفریقا بچه های یازده ساله وزنشان به اندازه بچه های شش ماهه واشنگتن و نیویورک باشد و نباید استخوان دنده ها و پهلوهایشان  پوست آنها را بشکافد و از زیر پوستشان  بیرون بزند،آنها این گلوبالیزیشن مهدوی یعنی عدالت جهانی را پس می زنند و آنرا توهم و اتوپیا می دانند،چون امام مهدی(عج)امنیت را برای همه،نه فقط برای سرمایه داری غرب،می خواهد..........

 

 

 

 

 

 

(ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین.....قصص5) 

 

پی نوشت:چکیده مقاله دکتر رحیم پور ازغدی.



چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 |

در حالی که تمدن غربی بر محوریت اومانیست استوار است،اندیشه اسلامی مهدوی مبتنی بر محوریت خالق هستی است،در حالی که تمدن غربی بر تفکیک دین و سیاست پای می فشارد،از نظر اسلام دین و سیاست در هم تنیده اند،در حالی که دغدغه تمدن امروز غرب آزادی انسان است،دغدغه دین فضیلت و سعادت و آزادی درون است،در حالی که غرب برخورد خود بنیاد ابزاری استوار است،مهدویت و جهانی شدن اسلامی بر عقل همسو با وحی و عقل غایت مدار،مبتنی است.                                                                                                               

اینجا یه سوالی که به نظرم می رسه اینکه:اگه با طرز تفکر غربی ها فکر کنیم،یعنی اینکه جهانی شدن آخر تکامل فناوری و تکنولوژیه،باید این سوال رو مطرح کنم که چرا باز هژمونی غرب و نظام لیبرال سرمایه دار هنوز در فناوری های خود ابطال پذیر و ناقص اند،چرا؟؟؟                                                                                              

فکر می کنم جواب این سوال رو امام صادق(ع)بهتر فرموده اند: (که علم 27 قسم است که مردمان تنها به دو جز آن پی برده اند و در زمان ظهور قائم25 جز دیگر نیز به دست آن حضرت تحقق خواهد یافت).                                           

این نشاندهنده جهانی شدن مهدویت است...اگر تکنولوژیک غرب عبارت از کنترل ابزارهای ارتباطی ماهواره و اینترنت باشد، چنین چیزی با مهدویت اسلامی تضاد دارد،نه از نظر ارتباط  و ماهواره بلکه از نظر کنترل ارتباطی،اینکه شما در چهار دیواری خود بنشینین و ماهواره جاسوسی اشلون آمریکا که زیر نظر صهیونیست است شما را زیر نظر بگیرد....ok????                                                                                       



چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 |

این روزها هر جا نگاه کنی"هر جا بری"هر جا گوش کنی"حرف از جهانی شدنه....                               

راستش.دلم می خواد این اندیشه رو با ذهن خودم و قرآن"مرور کنم.می دونین چرا؟چون هرجا"یا از هر کسی در این مورد می پرسم"یا در این مورد مطلبی می خونم"به جواب درست و حسابی نمی رسم.به خاطر همین خیلی سعی کردم نظر قرآن رو در این مورد بدونم.... 

 

 

 

                                                    

جهانی شدن در واقع یه نوع یکسان سازی یا نوعی رسیدن به اهداف کلی در چارچوب تمدنی. اول ها احساس می کردم ولی حالا به این نتیجه رسیدم که در واقع نوعی پروژه غربی است"یا زیر نظر داشتن کشورهای تحت سلطه به وسیله کشورهای مسلط جهان. یه دفعه به استاد گفتم :استاد.این در واقع همون آمریکا سازی است"ولی استاد با لحن خشنی جواب داد:اصلا هم اینطور نیست.ولی دقیقا این استاده محترمه یک هفته مانده به امتحان کتابی تحت عنوان (جامعه شناسی صنعتی )برایمان معرفی کردن.. که در آخر این فصل که مربوط به قدرت امپریالیسم بود"دقیقا اشاره به آمریکا سازی این مسئله اشاره داشت......؟؟؟؟؟؟                                                                                                          

خوب بگذریم..در واقع اگه بخواهیم جهانی سازی یا شدن رو از دیدگاه خود همین کشورهای سلطه نگاه کنیم"همون نقشه لیبرال سرمایه داری غرب میشه... آهان ..یه چیزی که تازه از اخبار شنیدم این بود که جهانی سازی آمریکا را دچار تورم ساخته است.                                                  

اما اشاره مهم من در این مورد نظر قرآن و اسلام نسبت به این مسئله هست... به نظر اسلام واقعی نه اسلام ارتجاعی"اینکه گلوبالیزیشین موضوع ارائه شده غرب است.و غربه برآن اعمال نظر می کنه و در واقع با این کارش جهان رو به وحشت انداخته... به نظرم اسلام دارای قابلیت های  فعال اخلاقی ـ قانونی و تمدن فراوانی است که امکان زیادی را برای ارائه یک جایگزین مناسب به جای جهانی شدن را داراست و اساسا با شکل گیری کلی و اهداف جهانی شدن غربی تمایز داره.... اسلام دینی است که بدون داشتن صفات ناپسندی چون:نژاد پرستی _ تبعیض _ تقسیم طبقاتی برای جهانیان ارائه شده و به نظرم یکی از اولین ایدوئولوژی های مذهبی و متمدن و عقلانی است که باید در اولویت جهانی شدن باشه....                                                                                                                 

در واقع ما با دوتا واژه سرو کار داریم :اولی همون جهان گرایی که"نشأت گرفته از اسلام است و دومی هم جهانی شدنه که از غرب مطرح میشه این دوتا دو مقوله ای جدا از هم هست ....                   

جهان گرایی درهای خود را به سوی جهان و فرهنگ های مختلف باز کرده و تفاوت های ایدئولوژیک را حفظ می کنه(زمر _17و18) اما جهانی شدن به نفی هم دیگه می پردازه و بشتر به جای اینکه به خلق مباحث ایدئولوژیک  بپردازه یه شکاف فرهنگی به وجود می یاره....(توبه _32)                               

در واقع اگه بخواهیم از نگاه قرآن و اسلام به این مسئله فکر کنیم "می بینیم که حکومت جهانی اسلام بر مبنای نگرش جهان شمولی تعالیم استوار است....                                                             

من اینجا به دو مورد اشاره می کنم تا مفهوم روشن بشه....                                                                                    

1.پیشرفت برق آسای علوم:امام صادق(ع)در این موضوع اینچنین می گن که:در زمان قائم،شخص مومن در حالی که در مشرق بسر می برد،برادر خود را در مغرب است میبیند و نیز آنکه،در مغرب است برادر خویش را در شرق خواهد دید.در واقع ما از این جمله رویه تکنولوژیک جهانی شدن رو می فهمیم که نه تنهابا اندیشه جهانی اسلام وتعارضی نداردبلکه فهمی قابل قبول و معقولی برداشت میشه....                                

2.توسعه اقتصادی:آقای(سمیر امین) و (پل سویزی)جهانی شدن رو به نفع سرمایه داری دونستند و از اون به عنوان امپریالیسم سرمایه داری یاد کرده اند.در توسعه اقتصادی همه دو مقوله توسعه و عدالت را در نظر می گیرن که به نظر خودم دومی از اولی مهمتر است.اینکه در پرتو حکومت جهانی اسلام،عدالت اجتماعی در شکل کامل آن عینیت می یابد و رفاه مادی و توسعه اقتصادی شکوفا و همه از شکوفایی نفع می برند.(البته در ایران ما اگه کسی خمس و زکات خودشو به نوبه خود ایفا بکنه طبقه مستضعف هم به وجود نمی یاد،البته مدینه فاضله که نمی شه و لی سطح طبقات بهبود می یابد.)اینکه حتین  پیامبر در این مورد می فرمایند:در زمان عصر ظهور،امت من از چنان نعمتی برخوردار می شود که مانند آن را هرگز برخوردار نشده باشد _ آسمان،باران بر سر آنان فرو می ریزد و زمین هیچ گیاهی را نگه نمی دارد.اینکه در پرتو جهانی اسلام که بعد از ظهور آخرین منجی است،همه حاکمیتهای  ملی و جهانی رنگ می بازند و مرزهای تصنعی از میان برداشته می شوند.این همون ناتوانی عالمگیر شدنه فرهنگ لیبرالیسم غرب هست.                                                                                            

ویژگی عصر ظهور:توسعه علم و فناوری _اعم از علوم طبیعی و عقلی،و در این عصر عقل و اخلاق بشر به توسعه رسیده و این در واقع حاکمیت جهانی اسلام است.(قرآن،یرضی بها السموات و الارض).                                    

ژاک استروی(اقتصاددان فرانسوی):تنها روش دست یابی به رشد اقتصادی محدود به دو روش سرمایه داری و سوسیالیسم نیست بلکه مکتب اقتصادی سومی برتری است که همان اقتصاد اسلامی میباشد.به نظر او این مکتب سبک کمال یافته ای برای زندگی است....                                                                      

نکته دیگه که خیلی خوشم می یاد که روش بحث کنم اینکه:آمریکا برای اینکه سلطه جهان رو در دستش بگیره ،به تمام کشورها وعده گلوبالیزیشین می ده و به خیال خودش اندیشه مذهبی پروتستانیزم اسلامی رو مطرح می کنه...چرا؟چون این مذهب دارای بازار آزاد و انتخاب آزادو.... است.اما قرآن صریحادر سوره آل عمران(84)به این موضوع اشاره میکنه.....                                                                               

                    ادامه دارد....

                                                                                                                             

                                        



دوشنبه بیستم اسفند 1386 |
نیمه شبه..!!ولی من هنوز بیدارم.آنقدر تو فکرم که مغزم داره از جاش می یاد بیرون....                        

اونقدر سوال دارم که نمی دونم واقعا چی کار کنم"از کی بپرسم؟هر کی یه جوابی میده.....                 

به خاطر همین درست یه ساله که شروع کردم به حفظ قرآن.تا شاید جواب سوال های ذهن از هم پاشیدمو ازش بگیرم........اما کجای کارم....مشوقی نداشتم جز مادرم.(خیلی ها نا امید و مسخرم کرده بودن..)مادری که از همون روزی که درست ۱۰ ساله بودم زیره گنبد زرده مشهد بهم گفت سوره یس رو بخون...آره.از همون زمان این دل دیوونم به قرآن انس گرفت.....خیلی دور رفتم انگار...یادش بخیر اون روزهای پاکی.صفا.صمیمیت.محبت .....                 

راستش داشتم از ذهن پاشیده ام می گفتم.اینکه به نظرم قرآن نه مثل فکر افراطیون هست و نه مثل دیدگاه تفریطیون....اگه به این ایمان داشته باشیم که قرآن .   حقانیت و جامعیت و جهان شمولی و جاودانگیه ...هیچ وقت نه مثل افراطیون که از قرآن تمام علوم را برداشت می کنن(فیزیک.شیمی و ...) و نه مثل تفریطیون که کارکرد دین را فقط به سلسله امور عبادی اخلاقی منحصر می کنن"فکر می کردیم .

شاید نیمه شبه و من قاطی کردم...نمی دونم اما این روزها همه اسمشون رو روشنفکر گذاشتن و    اگه میخوان یه حرفی بزنن و استدلالشون درست در بیاد" زود به قرآن نسبت می دن..... واااااا ...!!!                          

در واقع دیگه نمی دونم تو این دنیا کی به کیهاما یه چیزو می دونم  اینکه هیچ چیز رو نمی دونیم...آخ.باز دوباره فلسفی حرف زدم.....                                                                                  

می دونین گریه ام به چی می گیره ؟؟؟به این که الان این دشمن بیرونی نیست که داره اسلام رو از هم نابود می کنه بلکه از درون خود اسلامه که داریم به اسلام تحریفی و ارتجاعی می رسیم.کسایی اومدن و می گن که به من سجده کنین و من همون امام زمان شما مردم هستم.....کسایی اومدن و می گن که خودشون رو نایب مهدی می دونن....البته اینها از چند سال قبل بوده ولی این روزها بیشتر شده می گن داریم کیهان شناسی می کنیم و با ستاره که مخلوق خداست ارتباط برقرار  می کنیم و بعد می گن دیگه برای خوندن نماز احتیاجی نیست....!!!!!!!!!                                                                        

خدای من.ما داریم کجا زندگی می کنیم؟کجا قدم میزاریم......؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  این قافله تا به حشر لنگه...!!!                                       

واقعا خدا چقدر صبار....من که....                                                                                           اما این موقعیت ها را خیلی دوست دارم.چون باعث میشه خودمونو بفهمیم.و رجوعی به خودمون بکنیم مگه نه؟؟؟؟؟؟؟                                                                                                                      

خدایا فقط می تونم بگم یه لحظه هم من و هم دوستامو تنها نذار که واقعا......        

                                



دوشنبه بیستم اسفند 1386 |
سال های پس از رنسانس را می توان به سال های افسار گسیختگی جهان غرب در تمامی ابعاد فردی  اجتماعی و جنبه های متعددروابط انسانی توصیف کرد.پس از برداشته شدن یوغ تعالیم متعصب کلیسای کاتولیک از گردن انسان غربی چند کنش مهم فکری و فلسفی شکل گرفت که از جمله آنها رویکردهای متفاوت به مساله انسان و رابطه او با خداست که زمینه های شکل گیری بسیاری از جریان های فلسفی را فراهم آورد.                                                                                                                        

قرن ها بعد یعنی در سال های آغازین قرن بیستم برخی عناصر فاسد الاخلاق با اتکا به گرایش ها و نظریات توراتی و پروتستانی به طور مخفیانه جریان شیطان پرستی را با ویژگی هایی همچون گناه گرایی

قتل"تجاوزات جنسی"نابود کردن اصول اخلاقی"بی توجهی به مسائل توحیدی و....پایه گذاری کردند.      

اگر چه فطرت خداجوی انسانی عاملی بازدارنده در تمایل یافتن تعداد زیادی از افراد به این جریان شده ولی استفاده از موسیقی های جذاب و متنوع"انجام اعمال خارق العاده و دور از ذهن تهی شدن انسان غربی و عصر جدید از معنویت و اتصال به منبع فیض"موجبات گرایش افراد اندکی را به این گروها فراهم آورد.نکته حائز اهمیت آن است که با وجود عدم استقبال عمومی از عضویت در گروهای شیطان پرستی"

آموزه ها و تعالیم گمراه کننده ای توسط ایشان و به وسیله ابزارهایی که از سوی قدرت های بزرگ سیاسی در اختیارشان قرار گرفته"منتشر شده و می شود و این گروه ها در سراسر جهان همواره به عنوان کانون های فساد و فحشا شناخته می شوند.

 

                                                                   

سال ۱۹۶۰ را می توان به طور جدی آغاز دور جدید حیات و فعالیت شیطان پرستان در آمریکا دانست"یعنی زمانی که یک جریان خاص شیطان پرستی مسیحی به طور رسمی در کشور آمریکا فعالیت خود را به عنوان یک فرقه و مکتب آغاز کرده است.                                                              

اینکه اشتراک کابالا(کابالا یا قبالا یا همان تصرف یهودی"آیینی است که به نوع خاصی از ریاضت های شیطانی یهودیت دلالت دارد.)با شیطان پرستی"دیدگاه جنسی این دو فرقه است به این معنا که در هر دو نحله فاسد"لذت جنسی در اولویت قرار دارد. بنیان گذاران کابالا همان افرادی هستند که نهضتی را با عنوان پرستش زنان تشکیل دادند که می توان بصراحت آن را یک جریان شوت محور خطاب کرد.            

طبق گزارش برخی از رسانه های مستقل در سال گذشته از سوی دولت آمریکا مبلغ ۸ میلیون دلار 

به فعالیت تبلیغاتی گرو های شیطان پرست اختصاص یافته است.                                                   

متالیکا(خواننده گان مخصوص این گروه)در حقیقت ضد ارزش هایی را ارائه می کند که شامل بازگشت به تاریکی (محور اصلی تفکرات شیطان پرستان)"بی رحمی و تجاوزات جنسی"فحاشی"هجوم و حمله به جامعه و فرهنگ عمومی آن است.خوانندگان این گروه روی صحنه و در کلیپ های خیابانی دست به خوردن و آشامیدن میوه های فاسد"ادرار"مدفوع"خون و مردار می زنند و از کثیف ترین گروه های موسیقی جهان به شمار می آیند.                                                                                                         

شیطان پرستان در ۴ کشور آنگلوساکسون"یونان و رژیم صهیونیستی"تشکیلات سازمانی"اماکن مقدس و.....دارندکه ارتباطات مختلف از مجراهای گوناگون را برای ایشان فراهم می آورد.حجم این روابط به خودی خود می تواند منشأ تهدیدات امنیتی متعددی برای کشورهای اسلامی بویژه نظام اسلامی ما باشد.    

آیا این همان زنده به گور کردن دختران معاصر  نیست؟آیا این همان غرق شدن در عقلانیت ابزاری نیست که غرب با اینکار برای خود غذای روح پیدا می کند؟ آیا این همان(Globalization)تمدن آمریکایی نیست؟  

آیا فکر نمی کنند که این همان اومانسیت مارکس هست؟                                                             

     تا کجا غرق شده اند.آیا نباید به انسانیت درون اندیشید؟                                                          

  (الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لا تعبدوا الشیطان.انه لکم عدوا مبین)...                                                                                                                                            



شنبه هجدهم اسفند 1386 |
و اما نوشابه پپسی"می دانید (PEPSI)مخفف چیست؟مخفف جمله {Pay Each Penny Save Israel}یعنی(هر پنی که کوچکترین واحد پول در آمریکاو انگلیس)را بپردازید تا برای اسرائیل ذخیره شود!!!!         

بله هر ریال ازپول من و شما برای اسرائیل ذخیره می شود.و اما نوشابه محبوب"«کوکاکولا»Coca Colaوتوهین های مکرر کوکاکولا و ما مشتریان ثابت آن و جمله«لا محمد لا مکه کوکاکولا»بر در فروشگاه های مواد غذایی ما (اگر آرم کوکا کولا را بر عکس کنید جمله لا محمد لا مکه را می توانید ببینید)کوکاکولا در یکی از طرح های خود آرم کوکاکولا را بر روی گنبد مسجد الاقصی مونتاژکرده و نوشته است"با نوشیدن این نوشابه آمریکایی شما از حامیان اسرائیل خواهید بود"چندی پیش نیز واحد تبلیغات کوکاکولا نمازگزاران یک مسجد را به صورت بطری های این نوشابه ترسیم کرده بود.                                        

نکته قابل توجه این که پس از پیروزی انقلاب اسلامی این نوشابه به همراه نوشابه پپسی که از دیگر حامیان رسمی رژیم صهیونیستی محسوب میشوند"در ایران تولید و وارد نمی شد اماطی چند سال گذشته این دو محصول وارد بازار کشورمان شد و طی قراردادی که با شرکت ساسان امضاءگردید "تولید نوشابه تحت لیسانس کوکا و پپسیآغاز شد و از همه جالبتر اینکه شرکت تولید کننده نوشابه کوکاکولا در ایران به واسطه یک شرکت ایرلندی سالانه یک و نیم میلیارد تومان به حساب کوکاکولا در آمریکا واریز می کند در حالی که شرکت کوکاکولای آمریکا یکی از بزرگترین حامیان صهیونیسم و اسرائیل است.                                                                                                                                  

 مقام معظم رهبری در کتاب اجوبه الاستفتائات در سوال ۲۶۳ گفته اند که"بر آحاد مسلمین واجب است که از خرید و استفاده از کالاهایی که سود و فروش آنها عایدصهیونیستها که با اسلام و مسلمین در حال جنگ هستند,میشود,اجتناب کنند."                                                         

نتیجه آنکه هر ریالی را که بابت خرید و مصرف کالاهای صهیونیستی پرداخت میکنیم ,در واقع با دست خود گوری برای خویش کنده ایم .....                  

                                                                           

 



شنبه هجدهم اسفند 1386 |
گوشی های نوکیا (Nokia)و موتورولا(Motorola)جیبهای ما را اشغال کرده است.موسیقی از ام پی تری   پلیرهای آی پود(Ipod)به گوش ما میرسد.سی پی یوهای اینتل(Intel)تجارت و اقتصاد و فرهنگ و سیاست ما را می گرداند و اطلاعت آنها را پردازش میکند و پرینترهای (HP)مطالب ما را به چاپ میرساند.

اوقات سرگرمی مان با فیلمهای هیجانی هالیوود(Hollywood)که در کمپانی بزرگ (فاکس قرن بیستم)    

(Century fox 20)تولید شده ـ پر میشود و برای کودکانمان کارتون های معروف والت دیزنی (Disney)را با تلویزیونهای پایونیر(Pioneer)نمایش میدهیم.در هنگام سفر این دوربین های کوداک (Kodak)هستند که لحظات زیبای ما را ماندگار می کنند.این مجریان اخبار شبکه سی ان ان(CNN)و خبرنگاران مجله هفتگی تایم(TIME)هستند که اخبار دنیا را به گوش ما می رسانند.بچه هایمان با شیر خشک های خوشمزه سرلاک (Cerelac)بزرگ میشوندو شکلاتهای مگی(Maggi)و کیت کت(Kitkat)و اسمارتیز(Smarties)        

می خورند.بعد از وعده های غذایی مان هیچ چیز به اندازه نوشابه های کوکاکولا(Coca cola)وپپسیPepsi و فانتا Fantaو میرینداMirindaنمی چسبد و آنچه که خستگی را بعد از یک روز کاری از تن آدم به در میکندیک نسکافه ی Nescafeمخلوط با کافی میت Cooffe Mateاست.

البته ناگفته نماند که صورتهایمان را با ژیلت Gilletteاصلاح میکنیم و مسواک هایمان اورال بی Oral-Bاست.سیگار مالبرو Marlboroبر گوشه لبمان نشسته و خودکار بیکBIcو روان نویس پارکرParkerدر جیبمان یافت میشود.و البته بگذریم از تیشرتهای رنگ و وارنگ باسBOOSSکه گاهگاهی به تن می کنیم و بارانی های خوش دوخت نایکNikeکه بدن ما را از برف و باران حفظ می کند و کفشهای خوش پای تیمبرلندTIMberlandکه در گرما و سرما همراه ماست و لباسهای ورزشی چامپیون CHampionکه ما را در افتخارات ملی و  محلی همراهی می کندو....                                                                             

دیگر نگوییم چرا شعار مرگ بر اسرائیل اثر ندارد!!!تا وقتی که مسئولین ما قراردادهای نفتی را با شرکت چند ملیتی شلSHELLامضا میکنندو فروشگاه های زنجیره ای پوشاک بنتونBentonمد را به ما عرضه میدارندو محصولات غذایی نستله Nestle در یخچالهای ما جا خوش کرده اند.                             

                                        ادامه دارد....                                 



جمعه هفدهم اسفند 1386 |
قریب به ۶۰ سال از تاسیس رژیم غاصب صهیونیستی می گذرد.دهها و صدها کنفرانس و اجلاس و نشست همایش در جهان اسلام برگزار شده و هزاران قطعنامه و اعلامیه و بیانیه و طومار صادر گشته وخدامی داند چند بار رژیم اسرائیل محکوم شده است...اما...                                                            

اما هنوز نام این رژیم بر نقشه ها خود نمایی می کند وبر سر زبانهامی چرخد.در کشورهای دنیا سفارتخانه ها و در سازمانهای جهانی حق رأی داردو دائما در سازمان ملل قطعنامه صادر می کند و علیه این کشور و آن کشور موضع می گیردو...و هر روز حلقه محاصره را بر ملت مظلوم فلسطین تنگتر و روز به روز نسل کشی مردمان ستمدیده این سرزمین را بیشتر و خانه هایشان را خراب و فرزندانشان را آواره میکندو....                                                                                                                             

میدانید چرا؟!فکر میکنید چرا اسرائیل بعد از گذشت نیم قرن هنوز به حیات نا مبارک خویش ادامه میدهد ؟آیا به خاطر داشتن سومین ارتش منظم دنیاست؟یا به خاطر داشتن صدها کلاهک هسته ای؟  

برای پی بردن به جواب این سوال کمی به دورو بر خود نگاه کنید و سر و وضع خویش را نظاره گر باشید.  

                                                ادامه دارد.....                                                              



جمعه هفدهم اسفند 1386 |
چارچوب شکسته ذهنم تصویری از ظهور تو دارد.نقطه مبهمی از عشق!یک پرده از روشنایی"شمایل سبزی با هیات بلند.ای سحاب رحمت...ای باقیمانده از زلال محمد...هرچه غریب تر میشویم غروب تر هم می شویم و با هر غروب طلوع غربت دیگر آغاز می شود.خیلی چیزها را در مسلخ عشق آموخته ایم.  

ایستاده افتادن و نشکستن را و ایستاده شکستن و نیفتادن را.به امید ظهور حسین زمان...  

                                  برگرفته از نشریه موعود



پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 |
برای شما هم پیش آمده شاید،این که زود سرقرار برسید و هی به این طرف و آن طرف چشم بدوزید و دورترها را نگاه کنید و لابه لای آدم های مختلف چشم بگردانید وهی به ساعت نگاه کنید و حتی به ساعت خودتان شک کنید و از این و آن ساعت را بپرسید و احساس کنید زمان نمی گذرد و بدانید که او می آید،بد قول نیست،فراموش نمی کند،دیر نمی کند،شما را سر کار نمی گذارد،بی اعتنایی نمی کند،قول و قرارها را سرسری نمی گیرد،ولی.....زودتر هم نمی آیدو ما انگار زود رسیده ایم.گاهی کلافه میشویم.گاهی سرمان به رفت و آمد و سروصداهای دوروبر گرم میشود،گاهی برای گذشت زمان هم که شده خودمان سعی می کنیم قول و قرار را فراموش کنیم و قدم بزنیم و مغازه ها را نگاه کنیم و....... و خدا نکند که راستی راستی قرارمان از یادمان برود.                               

بقیةال...خیرلکم ان کنتم مومنین....                                                 

                                                            برگرفته از نشریه موعود