تبليغاتX
عصر ظهور





دختران مسلمان


پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 |
 

 

 

 

اصولا قرار بود ادامه مطلب مدرنیته را بحث کنم ولی خواستم امروز که تازه از کاشان برگشتم مطلبی را عرض کنم.

در یک هفته ای که با دوستان در مسابقات کشوری قرآن. دانشجویان از سرتاسر ایران بودیم"چیزهای زیادی را دیدم-گفتم-پرسیدم-یادگرفتم-آموختم....

جای همه خالی-محفل"محفل قرآنی بود واقعا در این چند روز دغدغه ذهنی ام از این همه بحث و گفتار در این دنیای به ظاهر مدرن درآرامش بود-یکی از دوستان همراه در رشته حفظ کل قرآن .....با ایشون

بحث هایی داشتیم که به نتیجه های خیلی خوبی رسیدم-حقیقتا عرض می کنم که ذهن انسان واقعا با این کتاب نورانی عالمی دیگر است-هر چه از این کلام الهی بخوانیم کم است و بس...

واقعا زیباست( وَِِ لا تَقولنَّ لِشایٍ اِنّی فاعلٌ ذلک غداً.الا ان یشاء الـآـه واذکر رَبُّکَ اِذا نَسیتَ و قُل عسی اَن یَهدِیَنَ رَبّی لِاَقرب مِن هذا رَشدا.ً  هرگز مگوی:فردا چنین می کنم"مگر خداوند بخواهد و جون فراموش کنی"پروردگارت را بیاد آر و بگو :شاید پروردگار من امید است که مرا از نزدیکترین راه هدایت کند...کهف 23 .24).



یکشنبه چهارم فروردین 1387 |

 

 

 

اگر بخواهیم بدانیم که مدرنیته چیست؟و این واژه،پر از رمز آلود از کجا شروع شده است،باید برگردیم به قرون وسطی و قبل از آن...

تا آنجایی که در اذهان ما انسانها خطور می کند،این است که اگر بخواهیم این واژه را مورد تحلیل قرار بدهیم،باید به دو نوع تجدد خواهی برسیم:مدرنیته در تمدن غرب و مدرنیته در تمدن اسلامی.

در بحث تجدد خواهی غرب همانطور که فیلم تاریخ نشان داد"کلیسا و عوامل آن آنقدر سخت گیری مذهب و سنت به خرج داد،که دیگر جایی برای تفکر و تعقل در زندگی نگذاشته بود...

تفتیش عقاید- انگیزسیون ها-سند آمرزش- حکم محرومیت و جنگ های صلیبی و ...همه و همه نتایج کلیسا و کشیشان به ظاهر مذهبی بود.مارسل کاشن در کتاب "علم و دین"اینگونه می آورد"که:در این دوره 5میلیون نفررا بجرم فکر کردن و تخطی از فرمان پاپ به دار آویختند و تا حد مرگ در سیاه چاله های تاریک و مرطوب نگهداشتند...تنها از سال"1481-1499"یعنی طی18 سال بنا به دستور محکمه تفتیش "10220"نفر را سوزانیدند،"6860"نفر را شقه کردند و "97023"نفر را بقدری شکنجه دادند که نابود شدند.

آقای "فلاماریون"در کتاب"خدا در طبیعت"می گوید:کلیسا برای اینکه برای مردمانش خدا را تفهیم کند،

گفته بود که"خدا از چشم راستش تا چبش شش هزار فرسنگ فاصله دارد"

حکومت تعصبی و کور کورانه مسیحیت بر اروپا چنان سایه گسترانیده بود که ساعتی که از جندی شاپور ایران به میدان پاریس برده شد و وقتی این ساعت به صدا در آمد،مردمان شهر این زنگ خوردن ساعت را نشانه حضور شیاطین دانستند...

اگر بخواهیم درست مدرنیته را جستجو کنیم(در تمدن غرب):به این زمانها می رسد و بعدا که "رنسانس"یا به اصطلاح انتشارآثار فکری ملل اسلامی در اروپا باعث شد که عصر تاریک و پر از ابهام و اوهام مسیحیت را به راهی تعقلی باز کند و اینکه به یقین می توان گفت که محک مدرنیته و عقلانی سازی از اسلام به سوی مسیحیت ارتجاعی باز شد.(دکتر ناصر الدین صاحب زمانی در کتاب "سهم اسلام در تمدن جهان":اولین علوم در تمدن اسلامی پایه گذاری شد(طب-ریاضیات-نجوم و ...)-مدارسی نظیر بیت الحکمه در بغداد و نظامیه و در نیشابور،مدارسی بودند که"اسکولار شیپ"داشتند-بورس تحصیلی می دادند و این بورسها از محل وقف بود(با توجه به اینکه الان که می شنویم دانشگاه هاروارد بورسیه می دهد همه شاخ در می آوریم)-نظامیه بغداد مهمانسرا داشت-پارکینگ داشت و ...غزالی اولین کسی بود که درجه دکتری رساله نویسی را در جامعه اسلام بوجود آورد...برای اولین بار در تمدن اسلامی طاعون و وبا شناخته شد- تقویم را مدیون خیام می دانیم و ....)

قصد من از طرح گفتن این مطالب در واقع شروعی بر عقلانی سازی-و تجدد خواهی بود که دو نوع بشر در جستجوی آن بودند-اما در کنار همین مدرنیته،شاید-شاید که نه،دقیقا سنت به آن معنی صحیح شناخته نشده و اگر امروزه جهان و خصوصا تمدن غرب در آن گم شده است،این است که سنت و مدرنیته را نتوانسته در کنار هم قرار دهد(سنت یاTradition"مجموعه ای از آداب و رسوم به ارث مانده از گذشته است که در فرایند تاریخ نسلها شکل می گیرد و این واژه تنها دین را در بر نمی گیرد...).

نویسندگان و استادان و دوستان زیادی که همیشه به این نکته اشاره می کنند که"این دو واژه اصالتا درست نیست که در کنار هم قرار بگیرند و این دو را،دو مقوله جدا از هم می دانند"اما من با نهایت تاسف و شرمندگی می توانم بگویم این تفکر،دقیقا برخواسته از همان اندیشه مسیحیت دوران قبل قرون وسطی و مسیحیت لیبرال سرمایه داری امروزه  غرب  است...چراکه به قول(دکتر سید هادی خسرو شاهی:دین ما همان دین مورد نظر مسیحیت و کلیسایی نیست،دین ما اسلام است).

اگر ما به درستی اسلام را شناسایی کنیم،می فهمیم که این دو واژه همیشه در کنار هم است و برای زیست انسان در جامعه مدنی و صعود به قله سعادت هر دو لازم و ضروری است(ان فی الخلق السماوات و الارض و اختلاف الیل و النهار لایات لاولی الباب.آل عمران190)خیلی دوست داشتم که یکی از آثار همین واژه مدرنیته خواهی که بحث سکولاریزم است مطالبی عرض کنم اما خود این تفکیک و یا پیوستگی مقوله دین و سیاست مجال بحث دیگر می خواهد که در موضاعات دیگر مفصلا به آن خواهم پرداخت...

               ادامه دارد...