اگر بخواهیم بدانیم که مدرنیته چیست؟و این واژه،پر از رمز آلود از کجا شروع شده است،باید برگردیم به قرون وسطی و قبل از آن...
تا آنجایی که در اذهان ما انسانها خطور می کند،این است که اگر بخواهیم این واژه را مورد تحلیل قرار بدهیم،باید به دو نوع تجدد خواهی برسیم:مدرنیته در تمدن غرب و مدرنیته در تمدن اسلامی.
در بحث تجدد خواهی غرب همانطور که فیلم تاریخ نشان داد"کلیسا و عوامل آن آنقدر سخت گیری مذهب و سنت به خرج داد،که دیگر جایی برای تفکر و تعقل در زندگی نگذاشته بود...
تفتیش عقاید- انگیزسیون ها-سند آمرزش- حکم محرومیت و جنگ های صلیبی و ...همه و همه نتایج کلیسا و کشیشان به ظاهر مذهبی بود.مارسل کاشن در کتاب "علم و دین"اینگونه می آورد"که:در این دوره 5میلیون نفررا بجرم فکر کردن و تخطی از فرمان پاپ به دار آویختند و تا حد مرگ در سیاه چاله های تاریک و مرطوب نگهداشتند...تنها از سال"1481-1499"یعنی طی18 سال بنا به دستور محکمه تفتیش "10220"نفر را سوزانیدند،"6860"نفر را شقه کردند و "97023"نفر را بقدری شکنجه دادند که نابود شدند.
آقای "فلاماریون"در کتاب"خدا در طبیعت"می گوید:کلیسا برای اینکه برای مردمانش خدا را تفهیم کند،
گفته بود که"خدا از چشم راستش تا چبش شش هزار فرسنگ فاصله دارد"
حکومت تعصبی و کور کورانه مسیحیت بر اروپا چنان سایه گسترانیده بود که ساعتی که از جندی شاپور ایران به میدان پاریس برده شد و وقتی این ساعت به صدا در آمد،مردمان شهر این زنگ خوردن ساعت را نشانه حضور شیاطین دانستند...
اگر بخواهیم درست مدرنیته را جستجو کنیم(در تمدن غرب):به این زمانها می رسد و بعدا که "رنسانس"یا به اصطلاح انتشارآثار فکری ملل اسلامی در اروپا باعث شد که عصر تاریک و پر از ابهام و اوهام مسیحیت را به راهی تعقلی باز کند و اینکه به یقین می توان گفت که محک مدرنیته و عقلانی سازی از اسلام به سوی مسیحیت ارتجاعی باز شد.(دکتر ناصر الدین صاحب زمانی در کتاب "سهم اسلام در تمدن جهان":اولین علوم در تمدن اسلامی پایه گذاری شد(طب-ریاضیات-نجوم و ...)-مدارسی نظیر بیت الحکمه در بغداد و نظامیه و در نیشابور،مدارسی بودند که"اسکولار شیپ"داشتند-بورس تحصیلی می دادند و این بورسها از محل وقف بود(با توجه به اینکه الان که می شنویم دانشگاه هاروارد بورسیه می دهد همه شاخ در می آوریم)-نظامیه بغداد مهمانسرا داشت-پارکینگ داشت و ...غزالی اولین کسی بود که درجه دکتری رساله نویسی را در جامعه اسلام بوجود آورد...برای اولین بار در تمدن اسلامی طاعون و وبا شناخته شد- تقویم را مدیون خیام می دانیم و ....)
قصد من از طرح گفتن این مطالب در واقع شروعی بر عقلانی سازی-و تجدد خواهی بود که دو نوع بشر در جستجوی آن بودند-اما در کنار همین مدرنیته،شاید-شاید که نه،دقیقا سنت به آن معنی صحیح شناخته نشده و اگر امروزه جهان و خصوصا تمدن غرب در آن گم شده است،این است که سنت و مدرنیته را نتوانسته در کنار هم قرار دهد(سنت یاTradition"مجموعه ای از آداب و رسوم به ارث مانده از گذشته است که در فرایند تاریخ نسلها شکل می گیرد و این واژه تنها دین را در بر نمی گیرد...).
نویسندگان و استادان و دوستان زیادی که همیشه به این نکته اشاره می کنند که"این دو واژه اصالتا درست نیست که در کنار هم قرار بگیرند و این دو را،دو مقوله جدا از هم می دانند"اما من با نهایت تاسف و شرمندگی می توانم بگویم این تفکر،دقیقا برخواسته از همان اندیشه مسیحیت دوران قبل قرون وسطی و مسیحیت لیبرال سرمایه داری امروزه غرب است...چراکه به قول(دکتر سید هادی خسرو شاهی:دین ما همان دین مورد نظر مسیحیت و کلیسایی نیست،دین ما اسلام است).
اگر ما به درستی اسلام را شناسایی کنیم،می فهمیم که این دو واژه همیشه در کنار هم است و برای زیست انسان در جامعه مدنی و صعود به قله سعادت هر دو لازم و ضروری است(ان فی الخلق السماوات و الارض و اختلاف الیل و النهار لایات لاولی الباب.آل عمران190)خیلی دوست داشتم که یکی از آثار همین واژه مدرنیته خواهی که بحث سکولاریزم است مطالبی عرض کنم اما خود این تفکیک و یا پیوستگی مقوله دین و سیاست مجال بحث دیگر می خواهد که در موضاعات دیگر مفصلا به آن خواهم پرداخت...
ادامه دارد...