تبليغاتX
عصر ظهور





دختران مسلمان


جمعه هفدهم خرداد 1387 |

 

 

 

روابط زن در عرصه اجتماع:

آیا  اسلام دیدگاه ایستایی نسبت به این موضوع دارد،اینکه زن نباید معاشرت و رابطه ای داشته باشد؟

آیا زن فقط برای رابطه با محارم خود خلق شده است؟

آیا روابطی که معنا می کنیم ،همان معنای صحنه واقعی نمایش مدرنیته در غرب است یا سنتی که در غرب اجرا شد و امروزه هم بنا به دیدگاههای غلط خود اجرا می شود؟

کدامیک معنای صحیح را در بردارد؟؟؟

دیدگاه اسلام نسبت به این مسئله چیست؟؟؟

همه انسان ها از نسل آدم و حوا،در دسته بندی زن و مرد جای می گیرند و این انسان ها،ناگزیرند که با یکدیگر ارتباطاتی داشته باشند.پس ارتباط.اما تحت چه شرایطی؟؟؟تحت چه عنوانی؟؟؟

رابطه زن و مرد از نظر اسلام به 4 عنوان تقسیم میشود:

1.رابطه زن وشوهری:همه ما نسبت به این رابطه اطلاعات کم و بیشی داریم.رابطه ای که از موازین شرعی و عقد رسمی تحکیم و بوجود می آید.آیات و روایات متعددی نسبت به این زمینه موجود است و می توان گفت واژه زیبا و قشنگ خانواده در این عنوان جای دارد.(و من کل شئ خلقنا زوجین لعلکم تذکرون.تو یه جای دیگه می فرماید:و من کل الثمرات جعل فیها زوجین اثنین.و ما خلق الذکر و الانثی و ....) .

2.رابطه علمی بین زن و مرد:نظر اسلام به این مسئله هم با حفظ موازین شرعی و رعایت حدود الهی مجاز است و بهترین مصداقش رابطه بین استاد و شاگرد است (اعم از اینکه استاد زن باشد و شاگرد مرد و برعکس).این نوع رابطه نه تنها مجاز است بلکه از نظر اسلام مورد تاکید است، اما چارچوب آموزه اسلام نباید فراموش شود.

3.رابطه شغلی و حرفه ای:که نیاز به بحث در این مورد نیست و بیشترین تاکیدم اساسا روی موضوع 4 است.

4.رابطه دوستانه:این نوع رابطه بیشتر برخواسته از نیاز جنسی است و یا متاثر از خواسته های گذراست و لذا از نظر اسلام حرام است (به خدا حرام است).چراکه عفت عمومی جامعه دقیقا زیر سوال می رود.

مهمترین جای بحثم همین مورد چهارمی می باشد که جوامع معاصر دچارش شده اند.

.اسلام سخن دو نامحرم را جز در موارد علمی و ضروری و تئوری در جای دیگر واجب نمی داند.

واقعیت آن است که غریزه جنسی از نیرومندترین غرایز در وجود انسان است که بسیاری از رفتارهای آدمی را شکل می دهد و به گونه های مختلف ظهور و بروز دارد.

اسلام که یک مکتب جامعی است و می خواهد مردان و زنان مسلمان از یک طرف روحی آرام و اعصابی سالم و چشم و گوشی پاک داشته باشند تا بتوانند قله های رفیع انسانی و رستگاری را فتح نمایند و از طرف دیگر به نیازهای غریزی و فطری خود نیز دست یابند.

اما این دست یافتن دقیقا مساوی با واژه های حساسیت ویژه و واقع بینانه است.

به نظرم حتی اگر یک جامعه ای بخواهد چه از نظر سیاسی و چه از نظر اقتصادی و ...گامی به جلو بردارد،باید محیطش آسیبی به خانواده و حریم زیبای دو جنس وارد نسازدو اینکه این روابط دو جنس مخالف؛  دقیقا با آموزه های اسلام مطابقت داشته باشد.

 

مگر تمام روابط جنسی بین دختران و پسران از ارتباط های به ظاهر ساده و دوستانه آغاز نشده است؟؟؟

این یک قصه نیست،بلکه یک واقعیت است و نباید آن را به حساب مذهبی بودن و یا تعصبی فکر کردن گذاشت ،چراکه مشکل ذاتی امروزه جوامع از همین مورد نشات می گیرد.

اسلام رابطه برقرار کردن بین دو جنس رادر مواقع ضروری واجب می داند،اما با رعایت مسائل شرعی.چراکه حقیقت آن است که،دختر وپسر مثل پنبه و آتش می مانند و یک جرقه کافی است تا خرمن عفت و ایمان را به آتش بکشد.

پس این میدان که دقیقا زیباترین میدان زندگی یک بشر است، جولانگاه هر کسی نیست؛بلکه یک قهرمان می طلبد.پس باید تا وقتی که از طرف مقابل به اطمینان نرسیده ایم؛از احتیاط غافل نباشیم.

در بحث روابط جنسی (عفت) حرف اول را می زند؛چراکه خداوند در سوره نور هم با تعبیر (سورة انزلناها) این سوره ای است که آن را فرو فرستادیم و بعد با کلمه فرضناها (_و عمل به آن را واجب نمودیم) دقیقا اشاره به این مطلب دارد.پیامبر در مورد این روابط می فرماید:که از گفتگوهای پنهانی با زنان بپرهیزید زیرا هیچ مردی با زن نامحرم خلوت نمی کند؛مگر اینکه بفکر دیگر بیافتد.

اما متاسفانه امروزه شاید به وضوح بتوان این مسئله را دقیقا مشاهده کرد وتاسف خورد،که حتی دانشگاهای ما محل خوبی برای دو جنس شده است.

نمی دانم شاید همه ما حرف خدارا فراموش کرده ایم؛ یا خود را به فراموشی زده ایم....چرا که خداوند می فرماید:(ولا متخذات اخدان):(اخدان جمع خدن است؛به معنی دوستان – رفیقان؛برای ارتباط نامشروع پنهانی که شامل مذکر و مونث  میشود) .(سوره نسا‌ء.جزء۵.آیه ۲۵.و همچنین تو سوره مائده جزء۶ هم تکرار شده).

دقیقا به این فکر می کنم ؛که اگر خانواده نتواند محیط عاطفی یک دختر و پسر را فراهم آورد؛صد در صد این دو ،برای کمبود این عاطفه آنرا در بیرون از خانه جستجو خواهند کرد؛که امروزه هم دیگر دانشگاهای ما محل کسب علم و تحصیل نیست؛بلکه مکانی شده است برای کمبود عواطف این دو جنس!!!

این الفاطمیون؟؟؟

نمی دانم واقعا عفت و حیای فاطمه اطهر وجود دارد؟یا اینکه وجود داشته؛ولی فراموش شده؟؟؟کدامیک؟؟؟

کسانی که نماز هم می خوانند؛اما دقیقا نماز برای خدایشان را در زندگی شان عملی نمی کنند....

کسانی که هر روز هزاران بار اهدنا الصراط المستقیم می گویند؛اما دریغ از یک تفکر برای صراط مستقیمشان...به خدا بغضم می گیرد...دیگر نمی توانم بنویسم...خدایا کمکم کن.

و اما موضوع دوم؛بحث قشنگ حجاب:

 

  

 

 

اصولا مثل دیگران نیستم که مسائل تکراری، که همه ما نسبت به آن اندیشه وافر داریم،تکرار کنم.اما خدا می داند کی این اندیشه ها را عملی خواهیم کرد...

بی شک پوشش زن در برابر مردان نامحرم؛یکی از ضروریات دین اسلام است.در واقع حجاب برای هر دو جنس آفریده شده است.

حتی حجاب در ادیان گذشته نیز وجود داشته است؛ولی این حکم در دین اسلام بسیار مترقی تر است؛زیرا در این دین از افراط و تفریط هایی که در مورد پوشش زنان در ادیان و اقوام گذشته وجودداشته؛اجتناب شده و برای حجاب حدی متناسب با غرایز انسانی در نظر گرفته شده است.

به قول استاد مطهری که:اسلام می گوید نه حبس و نه اختلاط ؛بلکه حریم.و دقیقا این واژه حریم به انصاف حق حجاب را خوب ادا می کند.

اونروز داشتم با استاد تدبر قرآنم در همین مورد بحث می کردم که ایشان فرمودند که در مورد حجاب در قرآن 50 آیه وجود داره ولو هم بیشتر...پس در مورد کیفیت پوشش آیات متعددی وجود دارد؛که همه ما نسبت به آن آشنایی کافی  داریم.(سوره نور آیه 31- سوره احزاب آیه 59- سوره اعراف 26- سوره واقعه آیه 23- سوره احزاب آیه 33و 32 و...).(البته نباید فراموش کرد که آیه حجاب اول برای جنس مذکر نازل شده است.قابل توجه آقایان محترم).

در واقع حجاب برای ناشناختگی و مغفول ماندن نیست؛بلکه زن در مکتب حجاب می آموزد که با جنبه

انسانی اش با جامعه در یک تعامل همه جانبه و سازنده و خردمندانه باشد؛او می آموزد که جنبه زنانگی زن برای  محیط گرم و صمیمی خانه و تربیت و تولید نسل سازنده بماند و حاصل این شناخت و عمل (فلا یوذین)

است؛یعنی اذیت ندیدن و به رنج نیفتادن و احساس امنیت کردن.

حتی سخن دکتر ازغدی در این مورد کاملا به جاست که :زیبایی حق است ولی حق جایی دارد.زن و مرد باید طوری لباس بپوشند که زن و مرد بودنشان نمایان نشود؛بلکه انسانیت و شخصیتشان فهمیده و درک شود.

حجاب حتی از لحاظ علمی هم ثابت شده که نسبت به سیستم های عصبی و روانی تاثیر آرامبخشی دارد.

اما نباید فراموش کرد که:

گوهر یک زن تنها به حفظ حجاب ظاهری او نیست؛بلکه افکار و عقاید او گوهری الهی است که خداوند نزد زن به ودیعه نهاده است.به هر میزان افکار یک زن به نور خداوند جلا یابد؛به همان میزان بر هیبت و عظمت ظاهر او تاثیر می گذارد.

در مورد این بحث سخن فراوان است...ولی به قول امام علی (ع):ادعاهایتان کوهها و صخره ها را می شکند؛اما عملهایتان دشمن را امیدوار می سازد.پس این را بدانیم که دشمن حتی برای یک قدم فکر ما نسبت به مسئله حجاب  نقشه هایی را در پی ریخته است.

این مطلب زیبا را هم از کتاب(من همان فاطمه ام) می آورم:

انا اعطیناک الکوثر...

ال...نور السموات والارض  مثل نوره کمشکوة...

و الفجر و لیال عشر و الشفع و الوتر...

دوباره بغضم می گیره...به خدا دو بار این کتاب رو خوندم و هر بار گریه ام بیشتر شده...

امروز سوم جمادی الثانی است....

بالاخره به آرزوی خود رسیدم و من اولین کسی هستم که به دیدار پدر شتافتم .قرار است او را در بهشت و در کنار پروردگار عالمیان ملاقات کنم و شکایت غاصبان و ظالمان و منافقان را به او کنم.

 

آری؛ای پدر و ای عالمیان و ای انسان ها،بدانید که من همان فاطمه ام.

من همان فاطمه ام که در رحم مادر با او سخن می گفتم و او را دلداری می دادم.

من همان  فاطمه ام که در هنگام تولد،چهار بانوی آسمانی در وضع حمل به مادرم خدیجه – که درود خدا بر او باد- کمک کردند.

من همان فاطمه ام که وقتی پا به این  دنیا گذاردم ؛عالم را نوری فرا گرفت که تا آن وقت حتی فرشتگان و ملائکه هم چنین نوری را ندیده بودند.

من همان فاطمه ام که بعد از مادرم من مادر پدرم بودم بودم.

من همان فاطمه ام که هروقت پدرم مشتاق بهشت می شد؛مرا می بویید و می بوسید.

من همان فاطمه ام که به دستور خدا با بزرگترین و نزدیکترین فرد به رسول خدا ازدواج کردم.

من همان فاطمه ام که بارها و بارها پدرم می فرمود:پاره ی تنش هستم؛نور چشمش هستم؛و بهشتش هستم.

من همان فاطمه ام که راه رفتنم؛سخن گفتنم؛اعمال و رفتارم همانند رسول خدا بود.

من همان فاطمه ام که حسن ؛دوم وصی رسول خدا را به دنیا آوردم.

من همان فاطمه ام که حسین؛شهید کربلا را به دنیا آوردم و من مادر زینب شیرزن کربلا و ام کلثوم هستم.

من همان فاطمه ام.

پدر جان تعجب نکن؛من همان فاطمه ام.دیگه گریه امانم نمی ده که ادامشو بنویسم یا زهرا

به آن ها گفتم:من همان فاطمه ام که رسول خدا هنگام داخل شدن به خانه اش اجازه می گرفت؛ولی آنها با لگد به در خانه ام جوابم را دادند.

به آن ها گفتم:من همان فاطمه ام که رسول خدا بر صورتش بوسه می زد؛اما او با سیلی محکم جوابم را داد.

به آنها گفتم :من همان فاطمه ام که ماند رسول خدا سخن می گوید و مانند او راه می رود و همانند او می باشد؛آنها گفتند:پیامبر دیگر مرده است.

به آنها گفتم:من همان فاطمه ام که خشم و رضای خدا در خشم و رضای اوست؛و آنها گفتند:خدا ارحم الراحمین است.

و ای رسول خدا...تعجب نکن؛من همان فاطمه ام که می بوسیدی و می بوییدی؛اما اکنون پیر شده  ام درکه هیجده سال بیش ندارم.

 ای رسول خدا...تعجب نکن؛من همان فاطمه ام که جای مادر برایت بودم ؛اما اکنون شکسته تر از مادر

شده ام.

ای رسول خدا...تعجب نکن؛من همان فاطمه ام که در روز آخر عمرتان به او بشارت دادید که به همین

زودی ها به شما می پیوندت؛و ای رسول خدا تعجب نکن؛

 

من همان فاطمه ام که منتظرش بودید......

 

 

 

 

با اشکهای پر از گناه و غریبانه ام و به  یاد بقیع فاطمه ای که رفته بودم ؛زیر لب گفته بودم و می گویم و خواهم گفت :یا زهرا...

 

 

 

 

پی نوشت: کتاب زن در اسلام از عباسعلی محمودی

و وبلاگ های:پرسمان- طهور- باشگاه- پاسخگو- ایران کلوب.



پنجشنبه دوم خرداد 1387 |

 

چند سالی بود که این موضوع ذهنم را به خود مشغول کرده بود و این روزها هم  مصادف با ایام فاطمیهُ فکر کردم که فرصت مناسبی است که باید به آن بپردازم.

همیشه به عنوان یک دختر وظیفه مهم این موضوع را به گردنم واجب می دانستم،که باید اصالت واقعی یک دختر و جنس مونث را بشناسم.

همیشه در جستجوی این مطلب بودم که من و دوستانم تا چه قدر به بحث خلقت یک دختر و وظایف آن از دیدگاه اسلام واقف هستیم؟

آیا همانی هستیم که خدا و اولیا آن از ما انتظار دارند؟

آیا واکنش ها و عملکرد ما دقیقا همان آموزه های اسلام است که در جامعه پیاده می شود؟

آیا در جامعه بستر مناسبی برای احیای یک زن واقعی وجود دارد؟

آیا می توان با پیشرفت یک جامعه همواره اصالت یک زن فاطمی وار را پاسداری کرد؟

یا به اسم پیشرفت و تجدد توخالی غرب باید از حجاب و عملکرد یک زن واقعی رو برگرداند؟

کدامیک مسیر اسلوب حقیقی یک دختر را تعیین می کند؟سنت یا مدرنیته؟؟؟

دیدگاه اسلام در این مورد چیست؟؟؟

زن در بحث مکاتب از دیدگاههای متفاوتی بیان شده است.به عنوان مثال در نگرش لائیک ها زن ومرد، دو شخصیت متفاوت در نظر گرفته می شود،ولی در دیدگاه اسلام یکسان بودن حرف اول را می زند(علل خصوص از نظر ایمان و عمل صالح.چرا؟؟؟چون به این دو نه تنها از نظر جسمیت ارزش می دهد،بلکه والاتر از آن به گفتار و کردار آنان نظر می کند:یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکرو انثی ....ان اکرمکم عند ال...اتقکم

یا تو یه جای دیگه خدا می فرماید که"فاستجاب لهم ربهم انی لا اضیع عمل عامل من ذکر و انثی...).

تفاوت های حقیقی و حقوقی بین زن و مرد یک واقعیت است،اما به چه دلیل یک واقعیت است؟؟؟

دیدگاه غرب که برای ارزش بالا بردن به هویت زن نظریه پست فمینیست را بوجود آورد،هیچ وقت نتوانسته و نخواهد توانست اصالت یک زن را معرفی کند.

فمینیست برای نادیده گرفتن و نگاه ابزاری و شی بودن زن غرب به عرصه میدان آمد.فمینیست یک جنایت در حق زن است و بس.چرا که خود را دقیقا با گفته های خود نقض می کند.چرا؟به خاطر اینکه اینان مخالف

مرد سالاری اند،اما در حقیقت یکی از دلایل بوجود آمدن این نظریه این بوده است که زن را به پای یک مرد برسانند،یعنی مرد بنا به نگرششان الگوی رسیدن به هدفشان است و این خود نقض آشکاری را در پی دارد.

در واقع فمینیست خود ضد غایت زن است...

آیا این انصاف بر حق است که در ایران و در جامعه اسلامی خودمان هم(البته به اصطلاح اسلامی)  سخنی از فمینیست و جایگاه آن سخن بگوییم؟؟؟

البته ایران ما هم مدینه فاضله نیست و نمی توانیم بگوییم که آزادی برای تمام زنان و دختران موجود است،در حالی که با توجه به اینکه نسبت به جوامع غرب در موقعیت مناسبی هست ولی...(برداشت آزادی از دیدگاه اسلام با دیدگاه غرب تفاوت دارد.) . در همین خود تبریز  خانواده ای را خیلی مرفه و با فرهنگی 

می شناسم که هنوزاعتقاد به دیدگاه تعصبانه و خشک مذهبی آنان،استعداد دخترشان را کور کرده است و حتی برای ادامه تحصیل نمی تواند به دانشگاه بیاید.خانواده این دختر به ذهن کورکورانه خودشان فکر می کنند که اسلام و مذهب واقعی را پیاده می کنند.

در بحث تفاوتها و شباهتها ی میان دو جنس باید نتیجه های عادلانه ای گرفته شود ولی غرب نتیجه

تبعیض آمیز را ملاک خود قرار داد و این آغاز یک راه پر خطر است....

در واقع مانده به بعد نظر ما نسبت به تفاوتها،چراکه این تفاوتها یک لذت است،چراکه خانواده براساس این تفاوتها شکل می گیرد(تفاوتهای طبیعی و قراردادی که به هم محتاجند).

به نظرم  اگر تفاوت نباشد،یعنی اگر زن و مرد تکرار هم باشند،پازل زندگی درست نمی شود.

در واقع اسلام بنا به دلایلی می گوید که این تفاوتها باید مکمل هم باشند نه علیه هم....

در اسلام زن برای کار کردن در اجتماع واجب نشده،حتی همه به خوبی می دانیم که قبل اسلام برای هویت زن قانون های سختی بود...

غرب:موجود صنعتی- تحقیر زن- برای فروش کالای sex- نگرش ابزاری نسبت به او تبلیغ کننده و ...

یه سوال:اینکه امروزه به گفته غرب که به تجدد و پیشرفت رسیده اند،آیا در نگرششان نسبت به زن تفاوتی ایجاد شده است؟؟؟

ولی جواب این سوال را ما نمی شنویم،بلکه به وضوح و عینا می بینیم که ثمره دیدگاه آنان  به هویت زن چگونه بوده و چگونه هست...!!!

حتی در عرب جاهلیت علاوه بر زنده به گور کردن دختران،در بیماریهای زنانه ،دختران و زنان را به

طویله ای انداخته و آنان را زندانی می کردند و برای اینکه از گرسنگی نمیرد، به او تکه نانی می دادند.

اینان همه در قیامت پرسیده می شود...بای ذنب قتلت؟؟؟

 

 

 

 

ان ال...لا یظلم مثقال ذرة و ان تک حسنة یضاعفها و یوت من لدنه اجرا عظیما....

جان لاک پدر لیبرالیست (پدر تساهل و تسامل) قانون آموزش کار را برای کودکان 3 ساله و زنان بوجود آورد...

در قرن 18 :زن به عنوان جنس دوم نگریسته می شد- ضد زن رایج شد- در آمریکا زنان محاکمه و حتی برای حقوق اقتصادی اعدام...

در دل همین قرن 18 تنها شغل راحتی که برای زنان ماند،در فاحشه خانه ها و لشگر خانه ها بود...

در دل قرن 19:زنان فاحشه باید به دولت مالیات می دادند- امید زنان کارگر در این جوامع غرب :التماس

کردن برای کاهش ساعات کار از 18 ساعت به 15 ساعت ...

اما در اسلام بعد از قیام عاشورا (بعد حسین (ع)) ادامه راه بر عهده یک زن بود،زنی که می توان تمام رشادت های یک هویت مونث را به او نسبت داد.

زینب،همان دختری که از 2 سالگی پدرش امام علی (ع) به او یاد داد:که بگو 1، او در جواب می گوید:1 وبعد امام می فرمایند بگو :2، و ایشان در جواب اینطور می گویند:که چه طور یک گفتم،حالا هم بعد  دو را بگویم...(آموزش توحیدی)...

این جنایت بی صدای غرب باعث شده که هزاران بچه مادر و پدرشان را نشناسند و ندانندکه آیا واژه ای به نام خانواده هم موجود است یا نه!!!

کسانی که شباهت ها و تفاوتهای زن و مرد و حقوق هر دوی آنها را نفهمیدند...

کسانی که علوم انسانی را از خدا تفکیک کردند(آنهم به ادعای رسیدن به مدرنیته و تجدد)...

کسانی که تعلیم و تربیت را سکولاری کردند...

کسانی که حقوق بشر را از حقوق فردی و الهی جدا کردند....و شک را به جای یقین و اصالت فرد را اعجوبه

پرستش به کار بردند...

و گفتند که خدا مرده است و نفهمیدند که خود را ذلیل کردند نه خدا را...

آیا کسی هست که جواب این همه جنایت را بدهد؟

اومانیست و فمینیست نه تنها تکریم والای انسانیت را در برنداشت،بلکه عملا باعث شد که خانواده را به زن و مرد تنها تبدیل کند...

زن باید در 3 ساحت مشخص رشد کند:سیاست مدن- اخلاق و تدبیر منزل.در واقع زن شرقی با عملکردش به زن غربی باید بیاموزد که بدون برهنگی و شهوت جنسی می توان در 3 میدان حضور داشت.

نباید فراموش کنیم که در شروع هر تمدن جدید،زن صحیح تربیت کردن ملاک اول است...

انقلاب اسلامی مصداق بارز شکوه و تجلی دو جنس در عرصه حضور بود...

اما از این مباحث که بگذریم ،دوست دارم به دو مسئله مهم در زندگی یک دختر اشاره کنم :

بحث روابط او در اجتماع و بحث قشنگ حجاب...

نوشته ای که باز هم در وقت اذان عصر:خدایا ...خداوندا به من و تمام دختران اصالت واقعی زهرایی را بچشان،

شعور را مایه درکمان و روشنایی را چراغ بینشمان و حکمت را طریقه راهمان کن....چراکه ایمان دارم به آیه زیبایت:رب المشرق و المغرب...لا اله الا هو فاتخذه وکیلا(در باب توکل)...آمین.

یا زهرا.

 ادامه دارد....

نکته : دوستان عزیز برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ برترین زن :www.banoo.blogfa.com:مراجعه کنید.

 همچنین به سخنرانی زن و مدرنیته از دکتر ازغدی.