گم شده ایم یا غوطه ور شده ایم؟ یا غرق؟ با چه دست و پنجه نرم می کنیم؟
با مظالم؟ فجایع؟ جنایات؟ محرومیت ها؟ تمنیات؟ تمایلات؟ اقتباس؟ تقلید؟ ترقی؟ تمدن؟ جهانی شدن؟.....
الم یان للذین امنوا ان تخشع قلوبهم لذکر ال...و مانزل من الحق و لایکونوا کالذین اوتوا الکتاب...آیا مومنان را وقت آن نرسیده است که دلهایشان در برابر یاد خدا و آن سخن حق که نازل شده است خاشع شود؟...
_واقعا هیچ بشری امروزه به اندازه گذشته دچار رکود و انحطاط اخلاقی و معنوی نشده است.
حقیقت این است که بشر با همه پیشرفتهایی که در گذشته و حال داشته آنهم در قلمرو مادی...ولی ولی از نظر روحی و معنوی بعقب برگشته و هنوز رشد و استعداد لازم را جهت زمینه سازی برای استقرار حکومت واحد جهانی کسب نکرده است و حتی طبقات زیر دست و محرومان هنوز به این باور نرسیده اند که عدالت مطلق و همه جانبه اما م اتفاق خواهد افتاد و همه افراد عدالت را به نفع طبقه شخصی خودمعنا و تفسیر می کنند.
دور از اینکه بفهمیم:ان ال..لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم...
به ما گفته اند:صلح فرزند عدالت است...حتی اگر آن زمان مسیح عدالت نداشت پس چرا به صلیب کشیده شد؟.
_شهوت پرستی و مال پرستی و جاه پرستی وضعف نفس ما هنوز که هنوز است جریان دارد.ما دچار شخصیت پرستی شدیدی هستیم.مغزهای ما این استثمار فکری را با خود حمل می کند و یک لحظه هم نمی توانیم آزاد بیندیشیم.
آری.انتظار ما مسخ و تحریف شده هست.این انتظار ظهور کاذب مورد تایید همه استثمارگران هست.آنها نشسته و مارا برای این انتظار مخرب تشویق می کنند.
در واقع سرمایه داری غرب می گوید:اینجا پایان تاریخ است.و بماند که چه ها
نمی گوید...
در جامعه شناسی گیدنز هانتینگتون اشاره به این دارد که نبرد میان دیدگاه های اسلامی و غربی بخشی از "جنگ تمدن ها" است.و شاید او به یقین رسیده و فهمیده که این جنگ به نفع امام زمان تمام می شود.
الذین ان مکنا هم فی الارض اقاموا الصلوه و اتوا الزکوه و امرو بالمعروف و نهوا عن المنکر...
~~~~~~~~ ~~~~~~~~ ~~~~~~~~ ~~~~~~~ ~~~~~~~~
_ همه حرفهای دل ما..همه محکوم کردن و حسابرسی نفسمان از نیمه شعبان شروع می شود..زمانی که به یادمان می افتد که تولد منجی آخر زمان است.آنوقت همه زود به تنگنا می افتند و در فکر فرو می روند که چه کرده اند؟ و چرا امام در یادشان نبود؟ یا اگر بود چرا در عمل دیده نمی شد؟.
آخر تا کی باید با الفاظ بازی کنیم و به دروغ تظاهر کنیم که منتظریم!!!و همه اینها از
نیمه شعبان تا نیمه شعبان سال دیگر به ذهن تمام انسان ها خطور می کند و انگار یادمان رفته است که مهدی برای تمام سال ها و ماه ها و روز ها و ساعت ها و دقایق و ثانیه هاست...
_ و اما دعای زیبای فرج.دعایی که تا به یاد دارم از بچگی همراه زبان ما بود.همراه ما تا قبل از اینکه به کلاسهای درسمان برویم.(موقع صف:رو به قبله.همه با هم دعای فرج).
فقط می خواندیم.به امید اینکه با آن ذهنیت کودکانه مان تا آقا بیاید.
(فقط می گفتند بخوانید و به ما نفهماندند که چه بر زبان می آوریم و اصلا برای چه می خوانیم.).
_ نمی دانم چه شد؟...ولی همیشه سوال های زیادی در ذهنم راجع به خدا و امام زمانش خطور می کرد...زمانی که در دوره اول راهنمایی تحصیل می کردم.از معلم ادبیاتم در کلاس پرسیدم.آنقدر گفتم و گفتم.که معلمم گفت:دختر دیگر از این حرفها نزن.اصلا راجع به اینها فکر نکن.اگر به اینها بیندیشی کافر می شوی. یادم افتاد که فاصبر ان وعدال...حق و لا یستخفنک الذین یوقنون...
و آنوقت بود که من حرف دلم را پس گرفتم و برای خودم از دوازده سالگی دفتری برای سوالهای ذهنم برداشتم و حرفهایی برای امام نوشتم و الان که هشت سال از آن زمان می گذرد و همیشه وقتی به اول دفتر نگاهی به نوشته هایم می کنم.
می بینم که چه قدر
پاک و معصومانه حرفم را به روی کاغذ آورده ام. نه با کلمه های قلمبه و سلمبه و نه با ریاو نه هرچیز دیگری.
و جای تعجب نبود که فهمیدم دختر هفت ساله ای که نماز امام زمان می خواند.
آنهم با چه امید و آرزویی.به امید شفای مادرش از بیماری...بی آنکه مادر و پدر نماز بخوانند و نسبت به عقاید دین هم سست بودند.
آنوقت فهمیدم که چه قدر در تاریکی غفلت و جهل به سر می بریم.
هر چه قدر بزرگتر می شویم.گناهمان هم بزرگتر...
_ و عقده دل من.که هیچ وقت نتوانستیم حرفی از عدالت و برابری از مکتب اسلام بیاوریم(در کلاسهای جامعه شناسی قشر و نابرابری ها) و نتوانستیم و نگذاشتند حرف بزنیم و بگوییم که عدالت در زمان مهدی چگونه است؟و چگونه خواهد بود؟
آنهم فقط به جرم انتزاعی بودن و علمی نبودن...
آخر مهدی در کتابهای درسی ما راهی ندارد...مهدی را نمی توان در سیاست و اقتصاد دخالت داد...
_ نیمه شعبان از راه می رسد و دوباره همه جا چراغانی و تزیین می شود.
دوباره همه چیز تکرار می شود.
و و قتی این روز هم تمام شود باز مهدی فراموش می شود.تا نیمه شعبان سال دیگر و انگار مهدی فقط در روز جمعه خلاصه می شود...در ندبه...در عهد...
_ به امید درک عمیق واژه انتظار.دعای فرج.ندبه.عهد...
و به امید آنکه شاید روزی این ریاکاری های ما به حقیقت عمل تبدیل شود...
و هاله ای از خرافات به یقین...
قل هل ننبئکم بالاخسرین اعمالا...الذین ضل سعیهم فی الحیوه الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا...



