تبليغاتX
عصر ظهور





دختران مسلمان


دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 |

آیا اسلام آورده ایم؟
دیرزمانی است که ما نیز همانند مسیحیان_ که خدا را در کلیساها جا گذاشته اند _ خدای مان را در سجاده های نماز و روزه ها و احیاناً گاهگاهی در زیارت هایی که می رویم، جا گذاشته ایم. خدای ما هنگامی برزبان و دل ها جاری ست که در مشکلات غرقیم و در آن لحظات، یگانه دستاویز ما خداست.
خدا خداهای ما فقط در توسل، کمیل و ندبه پیداست؛ خدای ما تنها در به رخ کشیدن عقاید مذهبی مان به همدیگر مشهود است؛ ایده ی خداپرستی ما فقط در چادرهای سیاه زنانه و ریش های مردانه معلوم است؛ شده ایم از جنس همان مردمانی که خدا اینگونه وصف شان می کند: «وَاِذا اَنعَمنا عَلَی الاِنسانِ اَعرَضَ وَ نَئا بجانِبه وَ اِذا مَسٌه الشٌرٌ کانَ یَئوسا»/ و چون به انسان نعمت ارزانی داریم روی می گرداند و دوری می گزیند و چون به وی بدی رسد نومید می گردد/ اسرا 83.
... هنگامی که به انسان زیانی می رسد ما را می خواند؛ سپس هنگامی که از جانب خود به او نعمتی دهیم می گوید: این نعمت را به سبب کاردانی خودم به من داده اند ولی این وسیله آزمایش است اما بیشترشان نمی دانند/زمر 49.
.
.
.
این آیات، اشاره به کافرانِ منکر خدا ندارد، بلکه دقیقاً اهل ایمان را خطاب قرار می دهد.
با خود چه می کنیم؟با این همه عادات و دلبستگی به ظواهر، دنبال چه هستیم؟خدا؟!
مگر خدا هم تجارت و سود و منفعت اقتصادی است که می خواهیم معامله اش کنیم؟
مگر خدا فرزند ماست که امر و نهی اش کنیم و خواستار اجابت سریع خواسته مان باشیم؟
مگر خدا بازیچه ی امیال و شهوت نفسانی ماست که هرکاری دل مان خواست انجام دهیم و سپس بگوییم خدا
توبه کنندگان را دوست دارد؟
.
.
.
بَلِ الانسان عَلی نَفسه بَصیرَة.
شان خدای ما کجاست و شان خود ما کجا؟
می گویند الاسلام هو التسلیم. آیا تسلیم شده ایم؟ آیا اسلام آورده ایم؟...
خدایا مرا بپذیر... با تمام وجود...